الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

164

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

گويى امام عليه السّلام اشاره نموده به اين‌كه حمد خدا دليل بر دو چيز است : يكى نعمت‌هاى او ؛ زيرا اگر نعمت‌ها نبود حمد و شكرى هم نبود ، و ديگرى عظمت او به علّت اختصاص حمد تنها به او . عباد اللّه ؛ بندگان خدا ! امام عليه السّلام مخاطبان را به وصف بنده بودن براى خداى تعالى خطاب نموده تا دريابند كه در زندگى دنيايىشان آزاد نبوده ، بلكه بندهء پروردگار و تحت اراده و فرمان او هستند . ويژگىهاى دنيا انّ الدّهر يجرى بالباقين كجريه بالماضين ؛ به‌راستى روزگار بر زندگان چنان مىگذرد كه بر پيشينيان گذشت . « حد » آورده : شاعر گفته : فما الدهر الّا كالزمان الذى مضى * و لا نحن إلّا كالقرون الأوائل ؛ نيست روزگاران مگر به مانند زمان‌هاى سپرى شده و نيستيم ما مگر به مانند نسل‌هاى نخستين . لا يعود ما قد ولّى منه ؛ آن‌چه از دنيا گذشت بازنمىگردد . « حد » آورده : شاعر در همين زمينه گفته : ما أحسن الأيّام إلّا أنّها * يا صاحبي إذا مضت لم ترجع ؛ چه نيكوست زمانه ، اى رفيق ! ولى هرگاه گذشت ، بازنمىگردد . و لا يبقى سرمدا ما فيه ؛ آن‌چه در آن ( دنيا ) هست جاودان نماند . سرمد ، يعنى دايم و هميشگى . « حد » گفته : عدى سروده : ليس شيء على المنون بباق * غير وجه المهيمن « 1 » الخلّاق ؛ « 2 » هيچ‌چيز بر روزگار پاينده نماند به‌جز خداى مهيمن خلّاق .

--> ( 1 ) . مهيمن : قائم به امور خلق . ( 2 ) . خلّاق : بسيار آفريننده .